صفحه اصلی / اقتصاد سیاسی / جنبش‌های ضد جهانی‌سازی؛ پیشینه، اهداف، سازماندهی

جنبش‌های ضد جهانی‌سازی؛ پیشینه، اهداف، سازماندهی

 طرفداران نظم موجودِ سرمایه چنین وانمود می‌کنند که در اساس جداسازی مفهمومی «جهانی‌شدن» و «جهانی‌سازی» غلط می‌باشد و هر دو ناظر به یک مسئله هستند. گرچه موافقان و مخالفان این نظریه هر دو از واژه‌ی Globalization   در آثار خود استفاده می‌کنند، اما آن‌ها برداشت‌های گوناگون و متضادی را از این اصطلاح در نظر دارند. تمامی این نظریات را در چهار دسته‌ی کلی می‌توان خلاصه کرد:

-  «خوش‌بین»هایی که جهانی‌شدن را به شکل «پروسه»ای اجتنباب ناپذیر تلقی می‌کنند.

-  «بدبین»هایی که جهان‌شدن را «پروژه‌«ای ساخته و پرداخته‌ی قدرت‌های مسلط جهانی می‌دانند.

-  «بی طرف»هایی که معتقدند جهانی شدن، یک «پدیده» است که دارای ابعاد و آثار مثبت و منفی است.

و دسته‌ی آخر، کسانی هستند که جهانی‌شدن را نه به عنوان پروسه، پروژه و یا پدیده، بلکه به صورت یک «گفتمان» در نظر می‌گیرند که «دال» مرکزی آن ایدئولوژی «نولیبرالیسم» است و باور دارند در دوره‌ی اخیر همه‌ی اصول و ارزش‌های جهانی‌شدن توسط ایدئولوژی مذکور تعریف می‌شود.

بازنمایی «لاکلا» و «موف» از جهانی‌شدن نیز در این بحث حائز اهمیت است. آنان در مقدمه‌ی کتاب «هژمونی و استراتژی سوسیالیستی» معتقدند:

«توجیه رایج برای ادعای فقدان بدیل برای نولیبرالیسم، جهانی‌شدن است و استدلالی که غالباً علیه سیاست‌های سوسیال دموکراتیک باز توزیعی مطرح می‌شود، آن است که محدودیت‌های مالی شدید در برابر حکومت‌ها تنها گزینه‌ی واقع بینانه در جهانی است که بازارهای جهانی هیچ گونه انحراف از اصل نولیبرال را اجازه نمی‌دهد. چنین استدلالی سیطره‌ی چندین ساله‌ی نولیبرال را زمینه‌ی ایدئولوژیک داده و آ‌ن‌چه را به گونه‌ای اتفاقی رخ داده به عنوان یک ضرورت تاریخی اخذ می‌کند. بازنمایی جهانی‌شدن به مثابه نتیجه‌ی انقلاب اطلاعاتی، بارهای معنایی جهانی‌شدن را از ابعاد سیاسی آن منتزع نموده و آن را به عنوان وضعیتی که همگی، بایستی به آن تسلیم شویم، مطرح می‌کند. در نتیجه به ما گفته می‌شود که دیگر هیچ گونه سیاست اقتصادی چپ یا راست وجود ندارد، بلکه آن چه هست سیاست‌های خوب یا بد هستند.

ما اگر بخواهیم بر اساس روابط هژمونیک بیندیشیم، می‌بایست از چنین مغالطه‌هایی فاصله بگیریم. در واقع کالبدشکافی دنیای به اصطلاح جهانی شدن از طریق مقوله هژمونی، می‌تواند ما را به فهم این نکته قادر سازد که وضعیت فعلی، فراتر از تنها نظم اجتماعی ممکن و طبیعی بودن، تجلی صورت‌بندی خاص روابط قدرت می‌باشد. این وضعیت محصول تحرکات نیروهای خاص سیاسی است و قادر به ایجاد تغییرات عمیق در روابط میان شرکت‌های سرمایه داری و دولت- ملت‌هاست. چنین سیطره‌ای چالش پذیر است. جریان چپ می‌بایستی به جای تلاش صرف برای برخورد مهرآمیز با آن، سعی نماید بدیل معتبر برای نظام نولیبرال ارائه کند. این امر مستلزم طراحی مرزهای جدید و اذعان به این نکته است که سیاست رادیکال نمی‌تواند بدون تعریف غیریت و تخاصم وجود داشته باشد؛ یعنی این امر مستلزم پذیرش حذف ناپذیر روابط تخاصم و غیریت سازی است» (Luchua & Mooffe,1985).

جهانی‌سازی توانسته با تکیه بر منابع قابل توجهی که در اختیار حامیان آن است خود را به عنوان گفتمان حاکم در عصر ما معرفی کند و در این راه از فرصت‌ها و امکانات شایانی بهره‌مند گشته است که  از یک سو با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به عنوان نظام مدعی کمونیسم و از سوی دیگر با توسعه فناوری‌های اطلاعات و ارتباطی مهیا شده‌است. فناوری‌هایی که جابه‌جایی آسان و ارزان اطلاعات، مواد خام و سرمایه را در سراسر کره خاکی ممکن ساخته و بدین گونه، زیر ساخت‌های لازم برای ایجاد یک بازار جهانی را به وجود آورده‌‌اند.

اکنون جهانی‌شدن به مثابه‌ی آخرین مرحله از توسعه‌‌ی نظام سرمایه‌داری از بسیاری جهات با جهانی‌سازی پیوند خورده‌ است. اما نکته‌ی کلیدی در فهم پدیده‌ی جهانی‌شدن آن است که بایستی میان این دو مفهوم تمایز قائل شویم. جهانی‌شدن را در تعریفی نسبتاً فارغ از ارزش‌گذاری می‌توان به صورت مجموعه‌ای از تعبیرات کلان در نظر گرفت که منجر به افزایش مناسبات متقابل جهانی و فشرده‌ شدن دنیا فارغ از ایدئولوژی‌ای خاص می‌گردد. اما جهانی‌سازی یک نظام ایدئولوژیک و گفتمان است که ارزش‌ها، هنجارها و معانی خاصی را – در دوران حاضر نولیبرالیسم- به جهانی‌شدن نسبت می‌دهد.

توجه‌کردن به تفاوت‌های بین این دو مفهوم از دو نظر برای ما اهمیت دارد. اول آن که این تمایز نشان می‌دهد که صورت کنونی جهانی‌شدن که نولیبرالیسم گفتمان حاکم بر آن است، تنها شیوه و گزینه‌ی ممکن برای جهانی‌شدن نیست و جهانی‌شدن به شکل‌های دیگر هم ممکن است. دوم آن که قائل شدن به این تمایز به مفهوم آن است که مخالفت با جهانی‌سازی را نمی توان به مفهوم مخالفت با جهانی‌شدن دانست.

رونق گرفتن جهانی‌سازی در چند دهه‌ی اخیر، و ویژگی‌های آمرانه، غیردموکراتیک وساختار قدرت عمودی‌ای که در آن حاکم است موجب به وجود آمدن الگوی نوین مبارزاتی‌ای شده است که بیش از گذشته خصلت «جهانی» و فراملی دارد. این الگو که در قالب جنبش‌های ضدجهانی‌سازی همچون مجمع اجتماعی جهانی سازماندهی شده‌ است، دارای پیشینه و اهداف مشخصی است که در این مقاله به آن‌ها پرداخته خواهد شد.

اغلب این جنبش‌ها ، به هیچ وجه با جهانی‌شدن به معنای پیشرفت تکنولوژیک، امکان برقراری آسان و ارزان ارتباطات جهانی و در یک کلام فشردگی مکانی و زمانی جهان مخالف نیستند، بلکه آن‌ها جهانی‌سازی را به عنوان ایدئولوژی‌ای که در خدمت منافع و اهداف گروه‌هایی خاص است به چالش می کشند.

از این رو نام‌گذاری مناسب این جنبش‌های اجتماعی مسئله‌ای مهم می‌نماید که کمتر به آن پرداخته‌ شده و غالباً کارگزاران جهانی‌سازی با نام گذاری‌هایی که بیان کننده‌ی منافع ایدئولوژیک آنان است، سعی در وارونه جلوه دادن واقعیت این جنبش‌ها کرده‌اند.

نام‌گذاری جنبش

نام یک جنبش بخشی مهمی از هویت جنبش و ماهیت نزاعی است که در آن درگیر است. جهانی‌گرایان معاصر (طرفداران جهانی‌سازی) با نامیدن این جنبش‌ها تحت عنوان «ضد جهانی‌شدن» سعی دارند چنین وانمود کنند که استراتژی مورد نظر این جنبش‌ها، یک استراتژی ناتوان کننده‌است و نه توان‌بخش  (Hamel et al, 2001:30) . آن‌ها این گونه وانمود می کنند مخالفان جهانی سازی خرابکارانی (Vandalists)  هستند که با پیشرفت علم و تکنولوژی، آزادی تجارت، دموکراسی و توسعه اقتصادی مخالفند (ICC, 2001).

اصطلاح «ضد جهانی‌شدن[۱]» با منحرف ساختن توجه افکارعمومی از پیام انتقاد آمیزی که تظاهرکنندگان سعی در مطرح نمودن آن در گستره عمومی دارند، به صورت ابزاری برای تداوم مناسبات و روابط حاکم قدرت و در جهت خدمت به گروه های نولیبرال حاکم به کار می‌رود (Smith, 2001) .

بدین ترتیب آن‌ها بعضی رفتارهای گروهایی همچون آنارشیست‌ها و ناسیونالیست‌های افراطی و … که در برابر خشونت نیروهای انتظامی و امنیتی، از خود واکنش نشان داده و از زیر پا گذاشتن قانون ابایی ندارند را به کل جنبش تعمیم داده و ویژگی تمام مخالفان جهانی‌سازی معرفی می‌کنند. در حالی که این نوع رفتارها و کنش‌گران آن تنها بخش کوچکی از طیف وسیع آراء و نحله‌های حاضر در این جنبش را شامل می‌شود. بنابراین، هرچند ممکن است مقاومت در برابر جهانی‌سازی ابعاد ارتجاعی و واپس‌گرایانه داشته باشد، شکل جدیدی از سیاست ترقی‌خواهانه وجود دارد که در مقیاس جهانی ظهور کرده‌ است.

نائومی کلاین از چهره های برجسته‌ی جنبش ضدجهانی‌سازی می‌نویسد: «کاربرد زبان ضد جهانی‌شدن سودمند نیست» (Klein, 2001:87). همچنین «سوزان جورج[۲]» از دیگر فعالان این جنبش در نخستین مجمع اجتماعی جهانی در پورتوآلگره در ژانویه ۲۰۰۱ ، اظهار داشت: «ما طرفدار جهانی‌شدن هستیم، زیرا خواستار تقسیم و اشتراک در دوستی، فرهنگ‌، آشپزی‌، همبستگی ثروت و منابع خود هستیم» ‌(George, 2001) .

از سوی دیگر بسیاری از فعالان جنبش به آن نحوه تفکیکی نزدیک شده‌اند که ظاهراً نخستین بار از سوی ریچارد فالک[۳] ، بین دو نوع جهانی‌شدن به عمل آمده ‌است: «یکی جهانی شدن از بالا[۴]، که منکعس کننده‌‌‌‌‌‌‌ی همکاری میان دولت‌های عمده و کارگزاران‌های اصلی شکل‌بندی سرمایه است»

و دیگر «جهانی شدن از پایین[۵]، صف ‌آرایی نیروهای اجتماعی فراملی که نگرانی‌های زیست محیطی، حقوق بشر، مخالفت با مردسالاری، و چشم اندازی از جامعه‌ی انسانی مبتنی بر وحدت فرهنگ‌های گوناگون که به دنبال پایان بخشیدن به فقر، ستم و سرکوب، تحقیر و توهین و خشونت جمعی است، به آنان وحدت بخشیده و آن‌ها را به حرکت در می‌آورد» (Falk, 1993:39) .

دیگران نیز به روش‌های دیگر درصدد تعیین ماهیت آن نوع جهانی‌شدن از بالا تحت هژمونی ایدئولوژی نولیبرال برآمده‌اند و به این منظور از جهانی‌سازی «شرکت‌های بزرگ»‌، جهانی‌سازی یا جهانی‌شدن «نولیبرالی» یا جهانی سازی «لیبرالی» نام می‌برند.

سازماندهی جنبشهای ضد جهانیسازی

فعالان گروه‌های ضد جهانی‌سازی گرچه در اولویت‌ها، تاکتیک‌ها و اشکال سازماندهی با هم تفاوت دارند. اما اعتقاد راسخ آن‌ها به این که جهانی‌سازی ابزاری است در دست قدرتمندان تا از طریق آن استحکام بیش‌تری پیدا کنند و اهداف خود را تحقق سازند، سبب باقی ماندنشان در کنار یکدیگر شده است.

از نظر آن‌ها فرایندهای یکپارچه کننده و تبعیض آمیز جهانی‌شدن نولیبرالیستی (جهانی‌سازی) به افزایش محرومیت هرچه بیشتر فقرا در تمام جوامع، افزایش شکاف بین کشورهای شمال و جنوب (مرکز و پیرامون)، افزایش تبعیض علیه گروه‌های محروم از (قبیل زنان)، افزایش خطر از بین رفاه اجتماعات آسیب پذیر(همانند فرهنگ ساکنان بومی مناطق صنعتی) منجر خواهد شد (Pietres, 2001:28) .

آن‌چه در ادامه بررسی خواهیم کرد به سازماندهی، اهداف و همچنین نقاط مشترک گروه‌ها و جمعیت‌های حاضر در جنبش ضد ‌جهانی‌سازی می‌پردازد.

هویت جنبشهای ضد جهانیسازی

جنبش ضد جهانی‌سازی نمونه‌ای است از آن چه جنبش‌های اجتماعی قادرند تا به بهترین شکل در عرصه سیاست جهانی انجام دهند؛ یعنی مشروعیت زدایی کردن از برخی گفتمان و شیوه‌های کنش، به منظور مشروعیت بخشیدن به گفتمان‌ها و شیوه های کنش بدیل (Pietres, 2001:31).

با وجود آن‌که سازمان‌ها و جمعیت‌های حاضر در این بخش دارای اهداف، آرمان‌ها، موضوعات و شیوه‌های اعتراض و اشکال سازمانی متنوع و متکثری هستند، اما خصایص کلی این جنبش‌ها را می‌توان به چهار مورد خلاصه کرد:

الف) این جنبش‌ها در سطوح مختلف (محلی، ملی ، فراملی) عمل می‌کنند؛

ب)این جنبش‌ها فاقد یک ساختار مرکزی، مرکز فرماندهی و حتی مجموعه‌ای از خواسته های مشترک هستند؛ گرچه می‌توان دشمنی واحد (جهانی شدن نولیبرال) را برای آن‌ها متصور شد؛

ج) این جنبش‌ها تا حد زیادی تکثر گرا هستند؛

د) مناسب‌ترین استعاره برای توصیف آن‌ها مفهوم «شبکه» است(Escobar, 2000).

 به همین دلیل، تحلیل چگونگی شکل گیری همبستگی و هویت در این جنبش‌ها با تحلیل چگونگی شکل‌گیری شبکه‌ی این جنبش‌ها ارتباط نزدیک دارد.

طیف وسیع معترضان به جهانی‌سازی فعالانی از جنبش‌های ذیل را در بر می گیرد؛ فعالان محیط زیست، طرفداران حقوق کارگران، طرفداران آزادی مهاجرت، حامیان حفاظت از حقوق مردم بومی، تنوع زیستی و تنوع فرهنگی، فعالان حقوق بشر، آنارشیست‌ها، ملی گرایان و محلی‌گرایان.

نائومی کلاین استدلال می‌کند که وجود یک ساختار ایدئولوژیک واحد، بزرگ‌ترین نقطه قوت جنبش را، که همانا تنوع گسترده منافعی است که جنبش آن‌ها را نمایندگی می‌کند، تحلیل خواهد برد. به اعتقاد او جنبش ضد جهانی‌سازی تمرکز‌گرایی شرکتی را با تفرق، جهانی‌گرایی را با محلی‌گرایی از نوع مورد حمایت خود، و تحکیم قدرت را با پراکندگی رادیکال قدرت پاسخ می دهد (Klein, 2000:17).

در کنار هم قرارگرفتن جنبش‌هایی چنین متفاوت را می‌توان محصول رسیدن این جنبش‌ها به این نتیجه‌‌ی مشترک دانست که آن‌ها برای تأثیرگذاری بر روند کنونی جهانی‌شدن به کمک و حمایت یکدیگر نیاز دارند. ترکیب شدن گروه‌های مختلف در یک بدنه‌ی واحد در واقع باعث افزایش تأثیرگذاری آن‌ها و همچنین جلب توجه رسانه‌ها و افکار عمومی می‌گردد. هر دو عامل فوق از مهم‌ترین مؤلفه‌های توانایی جنبش‌های اجتماعی هستند. بنا به یک تعبیر، جنبش‌های مخالف جهانی‌سازی وحدت و یکپارچگی ایدئولوژیک را فدای دستیابی به منافع عملی سیاسی کرده‌اند ‌(Bennet, 2003:2)‌.

در مجموع، و با توجه به امکانات و محدودیت‌هایی که در شرایط کنونی بر سر راه شکل‌گیری هویت‌هایی فراملی قرار دارد، سازمان‌های جنبشی فراملی توانسته‌اند از امکانات نسبتاً مادی خود برای فائق آمدن بر تفاوت‌های هنجاری و ایدئولوژیک در میان گروه‌های مخالف جهانی‌سازی‌، بسیج کنش‌گرایان محلی، ملی و فراملی و ایجاد نوعی حس تعلق به مجموعه‌ی «مخالفین جهانی‌شدن نولیبرالی» در میان آن‌ها بهره گیرند. مع ذالک، گفتمان مسلط نولیبرالی که از طریق رسانه‌های جمعی تحت نفوذ سعی در مخدوش کردن چهره‌ی چالش‌گران ایدئولوژیک خود دارد، تاکنون توانسته با ارائه چهره‌ای منفی و ارتجاعی از این جنبش‌ها، تا حد زیادی از قابلیت تأثیرگذاری آنان بر افکار عمومی، گروه‌های قدرتمند ودر نتیجه در روند جهانی‌شدن جلوگیری کند.

اهداف جنبشهای ضد جهانیسازی

مهم‌ترین و پر رونق‌ترین خط فکری در میان جنبش‌های مخالف جهانی‌سازی را می‌توان بین جنبش‌هایی یافت که خواستار «جهانی شدن از پایین» هستند. این رویکرد در نقد تصریح روند فعلی «جهانی شدن از بالا» شکل گرفته‌است. منظور از جهانی‌شدن از بالا، روند فعلی‌جهانی‌شدن است که تحت هدایت شرکت‌های چند ملیتی، تکنوکرات‌ها، مدیران اجرایی شرکت‌های بزرگ و به طور کلی «بورژوازی جهان» قرار دارد. در این نگاه جهانی‌شدن آخرین مرحله از توسعه‌‌ی سرمایه‌داری است که وجه مشخصه آن تجدید ساختارسرمایه‌داری، افزایش شیء‌‌‌‌شدگی عرصه‌های مختلف حیات اجتماعی، افزایش تحرک جریانات جهانی سرمایه و افزایش‌اهمیت نهادهای چند جانبه‌ی مالی از قبیل صندوق بین‌المللی پول، بانک جهانی و سازمان تجارت جهانی است (Kiely, 2003:14).

جهانی‌شدن از بالا، صورتی از جهانی‌شدن است که در آن سرمایه مرزهای ملی را مانعی در برابر خود می‌بیند و لذا می‌کوشد تا همان گونه که زمانی مجبور شد دولت‌های ملی را به وجود آورده و قلمروی آن را تعریف کند، این بار از طریق شرکت‌های چند ملیتی این «پوسته» را کنار بزند تا نهادهایی را ایجاد کند که ضامن و تسهیل کننده‌ی انباشت آن در سطح جهانی باشند. بدین معنا‌، جهانی شدن یعنی «پیروزی سرمایه؛ یعنی فائق آمدن اقتصاد بر سیاست؛ خواست شرکت‌ها بر سیاست‌های همگانی؛ منافع خصوصی بر منافع عمومی؛ شرکت‌های چند ملیتی بر دولت ملی … یعنی سرمایه به مثابه سرمایه؛ فارغ از تعهدات؛ کنترل‌ها و منافع ملی (Mcbride and Wiseman, 2000:10) .

خلاصه‌‌ی استدلال مخالفان ‌جهانی‌شدن از بالا (جهانی‌سازی) این است که اکنون سرمایه می‌تواند به آسانی در جهان جابه جا شده و از نقطه‌ای به نقطه‌ی دیگر منتقل شود و بدین وسیله قدرت کنترل و نظارت دولت‌ها و اتحادیه‌های کارگری را دور بزند. بدین ترتیب، ردیابی از نیروی کار به وسعت جهان در اختیار شرکت‌هایی قرار می‌گیرد که تقریباً همه چیز می‌سازند و تقریباً همه نوع فعالیت‌های خدماتی را ارائه می‌کنند. همچنین متحرک بودن سرمایه این اجازه را به شرکت‌های فراملی می دهد تا از پرداخت مالیات خودداری کنند. به عنوان مثال در ایالات متحده در سال ۱۹۵۰ به ازای هر دلار مالیاتی که خانواده‌ها می‌پرداختند، شرکت‌ها ۷۶ سنت مالیات می‌پرداختند. این نسبت در اوایل دهه ۱۹۹۰ به ۲۱ سنت در ازای هر دلار تبدیل شد. نتیجه‌ی این تغییرات این است که مسابقه‌ای قهقرایی شکل می‌گیرد که در آن دولت‌ها و افراد می‌کوشند تا «سهم بیشتری از کیکی را که مدام در حال کوچک‌تر شدن است به دست آورند» (Burbach, 2001:45)

به باور طرفداران جهانی‌شدن از پایین روند جاری جهانی‌شدن اگر به شیوه‌ای عادلانه و دموکراتیک پیش رود، می‌تواند نویدبخش نتایج بهتری باشد. مطابق این دیدگاه، تمام کسانی که به گونه‌ای تحت تأثیر فرایندهای جهانی‌شدن قرار می‌گیرند بایستی حق داشته‌باشند تا بر این فرایند تأثیر بگذارند. به اعتقاد این عده آن چه در حال انجام است، پروژه‌ای تک بعدی، ناعادلانه و غیر ‌دموکراتیک است و تنها راه بهبود وضعیت فعلی ‌جهان  اصلاح کردن این نقاط ضعف است. جریان فکری جهانی‌شدن از پایین انتقادات عمده‌ای را که بر جهانی‌شدن نولیبرال معاصر یا جهانی‌سازی وارد می‌کنند عبارت است از‌:

۱-  یک بعدی بودن

۲-  غیردموکراتیک بودن

۳-  ناعادلانه بودن

در مقابل، بزرگترین انتقادی که همواره نسبت به این گفتمان صورت گرفته ‌است، منفی بافی و تأکید بیش از حد آن بر «مقاومت» است. گفته می‌شود که این جنبش‌ها در عوض سیاست‌هایی که با آن به مخالفت می‌پردازند استراتژی بدیلی پیشنهاد نمی‌کنند؛ زیرا مقاومت‌، چه از لحاظ مفهومی و چه از لحاظ سیاسی یک استراتژی توان بخش نیست. (Hamel et al, 2001:30)

به علاوه،  تلاش نیروهای مخالف جهانی‌سازی در جدا کردن خود از سیستم، به عنوان تجلی و منشأ آن‌چه با آن در حال مبارزه هستند، موجب شده تا توانایی واقعی این جنبش‌ها برای تأثیرگذاری بر دستور کار سازمان‌های بین‌المللی و فرایند جهانی‌سازی تا حد زیادی محدود شود. در تلاش برای رفع این نقطه ضعف، اکنون گروه‌های مختلفی از مخالفان جهانی‌سازی می‌کوشند تا با جمع‌آوری نیروها و توان فکری و مادی خود، استراتژی‌های مشخص را در مورد چگونگی تأثیرگذاری بر سیاست‌های جهانی و رفع مشکلات سیاسی و اقتصادی ای که در صورت متحول شدن ترتیبات اقتصادی نولیبرالی در جهان پدید خواهد آمد، تدوین کنند.

آن‌چه از مجموع این گونه ابتکارات تاکنون حاصل شده ‌است، طرح‌های متعددی بوده ‌است که برای یک «جهانی شدن بدیل[۶]» پیشنهاد شده‌است‌. از جمله این تلاش‌ها می‌توان به طرح پیشنهادی ارائه شده ازسوی «مجمع بین المللی جهانی‌شدن[۷]» اشاره کرد. قسمتی از این طرح که تحت عنوان «جایگزین‌هایی برای جهانی‌شدن اقتصادی» و توسط یک هیأت هجده نفره از صاحب نظران مخالف جهانی‌سازی تهیه شده و در سال ۲۰۰۲ ارائه گردیده‌است، این اصول پیشنهادی برای جوامع دموکراتیک دنیای جهانی‌شده اختصاص دارد: «این امر در حیطه‌ی توانایی جمعی ماست که جوامع سالم و پایداری ایجاد کنیم که منافع تمام انسان‌ها در آن‌ها رعایت خواهد شد. چنین جوامعی پایداری بر چند اصل مرکزی خواهد بود». چنین جوامع پایداری مبتنی بر چند اصول مرکزی خواهد بود:

۱- شکلی جدید از دموکراسی: آن‌چه ما خواستار آن هستیم، تبدیل دولت خدمتگذار منافع شرکت‌ها به دولت خدمتگذار منافع مردم است. فرآیندی که تحقق آن در کلیه‌ی سطوح حکومت الزامی است.

۲- قانونگذاری از پایین: بر خلاف روند جهانی‌سازی که روندی از بالا به پایین است، روند قانون‌گذاری بایستی به ترتیب در سطوح محلی، منطقه ای‌، ملی و در نهایت جهانی باشد.

۳-  پایداری زیست– بوم:  فعالیت‌های اقتصادی بایستی با توجه به شرایط محیط زیست صورت گیرد. این فعالیت‌ها بایستی ما را قادر سازند تا نیازهای واقعی مردمان امروز را برآورده سازیم، بی ‌آن‌که در مورد منافع نسل‌های آینده دست به مصالحه بزنیم.

۴- میراث مشترک: منابعی وجود دارد که میراث مشترک تمام انسان‌ها در کره خاکی است. این منابع بر سه نوعند: اول؛ میراث مشترک طبیعی که حیات ما به آن‌ها وابسته است: آب، خاک، هوا، جنگل‌ها و آبزیان. دوم؛ میراث مشترک فرهنگ و اندیشه که حاصل خلاقیت نسل آنان است. و سوم؛ میراث مشترک مدرن: خدمات عمومی اولیه مرتبط با بهداشت، آموزش سلامت عمومی و امنیت اجتماعی. عدالت اقتضا می‌کند که این منابع در اختیار کسانی که به آن‌ها احتیاج دارند قرار گیرد. لذا هرگونه تلاش شرکت‌ها یا افراد برای به انحصار درآوردن این منابع برای نفع خصوصی، از لحاظ اخلاقی مغایر وجدان و از لحاظ سیاسی غیرقابل پذیرش است.

۵- حقوق بشر: بر عهده‌ی حکومت خواهد بود که حقوق مدنی، سیاسی ، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تمامی انسان‌ها را که بخشی از آن‌ها به صراحت در اعلامیه جهانی حقوق بشر ذکر شده‌اند تضمین کنند.

۶- شغل و معیشت: شغل وسیله‌ی زندگی است. لذا حق داشتن وسیله امرار معاش اصلی‌ترین حق بشر است. جوامع پایدار بایستی حقوق کارگران بخش رسمی و نیز نیازهای کسانی را که در بخش غیر رسمی فعالیت‌های کوچک از قبیل صنایع دستی فعالند مورد حمایت قرار دهد.

۷- امنیت بهداشت غذایی: اجتماعات و ملت‌ها وقتی پایدار و ایمن هستند که مردم به اندازه کافی غذا در اختیار داشته ‌باشند. همچنین این غذا بایستی سالم باشد. چیزی که با گسترش مصرف غذاهای اصلاح شده زندگی اکنون بیش از پیش در خطر قرار گرفته ‌است.

۸-  برابری: نهادهای فعلی حاکمیت جهانی بایستی به نهادهایی تبدیل شوند که عدالت جهانی را در زمره اصول عملکرد خود قرار دهند.

۹- تنوع: تنوع فرهنگی، زیستی، اجتماعی و اقتصادی نقش مرکزی در یک زندگی با دوام، سالم و    شرافتمندانه دارد. اجتماعات و فرهنگ‌های مختلف در سراسر جهان بایستی قادر باشند تا تمایزات و ویژگی‌های منحصر به فرد خود را حفظ کنند.

۱۰- اصل احتیاط: تمام فعالیت‌ها باید تابع اصل احتیاط و پیشگیری باشند. هنگامی که بیم آن می‌رود که یک فرآیند با محصول ممکن است تهدیداتی را متوجه سلامت نوع بشر یا محیط زیست کند، مطابق این اصل باید فعالیت یا فرآورده را ممنوع یا محدود کرد ‌(IFG, 2002 :8-10)‌.

از طریق چنین اقداماتی، جنبش‌های حامی جهانی‌شدن از پایین اکنون می‌کوشند تا حول یک دستور کار دموکراتیک و عادلانه با یکدیگر به توافق رسیده و طرح پیشنهادی خود را شکلی دیگر از فرآیند جهانی‌شدن مشخص کنند.

پیشینهی مبارزات جنبشهای ضد جهانیسازی

در ۳۰ دسامر ۱۹۹۹ در شهر سیاتل[۸] آمریکا بیش از ۵۰ هزار نفر در اعتراض به کنفرانس سازمان تجارت جهانی موسوم به «نشست هزاره» که در مورد آزادسازی بازار در بخش‌های سرمایه‌گذاری و خدمات عمومی بود گرد هم آمدند تا اعتراض خود را به روند جهانی‌سازی اعلام کنند (Della Porta, 2006:1)‌.

حضور شرکت‌کنندگان از ملت‌ها و کشورهای گوناگون قابل توجه بود. کشاورزان هندی، رهبران جنبش‌های دهقانی فیلیپین و دامداران فرانسوی دوشادوش تظاهرکنندگان آمریکایی علیه سیاست‌های سازمان تجارت جهانی شعار می‌دادند. نمایندگان بیش از هفتصد سازمان و گروه از سراسر طیف سیاسی چپ رادیکال تا راست افراطی، همانند اتحادیه‌های کارگری، طرفداران محیط زیست، فعالان حقوق بشر، فعالان ضد هسته‌ای، راست‌گرایان ناسیونالیست، کشاورزان و نمایندگان صدها سازمان غیر دولتی محلی و بین المللی با هم متحده شده‌ بودند تا ناخرسندی خود را از سیاست‌ها و مواضع سازمان تجارت جهانی اعلام کنند و مشروعیت این سیاست‌ها را به دلیل مغایرت با حقوق بشر، حقوق کار، محیط زیست و توسعه پایدار زیر سوال ببرند.

سیاتل به مدت ۴ روز شاهد برگزاری انبوه تظاهرات پرشور، نمایش‌های خیابانی، نافرمانی‌های مدنی، راه‌پیمایی‌ها، کارگاه‌ها و مباحث علمی بود. در حالی که قسمت اعظم تظاهرات با آرامش برگزار شد. درگیری‌های خشونت باری نیز بین تظاهرکنندگان و نیروهای پلیس محلی رخ داد که از گاز اشک آور و گلوله‌های پلاستیکی برای کنترل جمعیت استفاده می‌کردند. تظاهرکنندگان پلاکاردهایی را حمل می کردند که روی آن ها نوشته شده بود: «جهان ما فروشی نیست[۹] »، «سازمان تجارت جهانی = سرمایه داری بدون وجدان[۱۰]» و «ما شهروندیم نه فقط مصرف کننده[۱۱]» (Ibid:1) .

سیاتل نخستین اعتراض جهانی بود. البته اعتراض‌های زیادی علیه نهادهای سیاسی و اقتصادی نظام جهانی پیش از آن وجود داشتند، اعتراض‌هایی علیه پروژه‌های بانک جهانی، شورش‌های بسیاری در سراسر جهان در پاسخ به برنامه‌های ریاضت‌کشی و خصوصی‌سازی دیکته شده توسط صندوق های بین‌المللی پول، هم چون اعتراض‌های سال ۱۹۷۹ در جاماییکا؛ و آن‌هایی که پیمان‌های تجارت آزاد  منطقه ای را هدف گرفته بودند، هم چون شورش زاپاتیستا که در سال ۱۹۹۴ در اعتراض به پیمان نفتا و تأثیرات منفی آن به ویژه بر جمعیت‌های بومی در چیاپاس زاده شد. سیاتل نخستین اعتراض عمده علیه نظام جهانی به عنوان یک کل بود، به این معنا که نخستین هم گرایی واقعی اعتراض‌های بی شمار علیه نهادها و نابرابری‌های نظام جهانی بود که دوری از اعتراض‌های مشابه را گشود (نگری وهارت، ۱۳۸۷: ۳۳۵).

پس از تظاهرات سیاتل، تظاهرات ضدجهانی‌سازی مدام به استقبال اجلاس گروه هشت، سازمان تجارت جهانی، صندوق بین المللی پول، بانک جهانی و سایر سازمان‌های بین المللی تصمیم گیرنده رفته است (مک گفین، ۱۳۸۸ :۹۹).

در واقع چیزی که باعث متمایز شدن حوادثی می‌شود که بعد از اعتراضات سیاتل در سال ۱۹۹۹ در سطح جهان رخ داده ‌است، پیدایش یک شبکه فراملی از سازمان‌ها و جنبش‌هایی است که در طول دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ فعال بوده‌اند. در کشورهای شمال، توجه سازمان‌های کارگری، گروه‌های مصرف‌کنندگان و سازمان‌های حامی محیط زیست، به طور ویژه از زمان آغاز مذاکرات میان آمریکا و کانادا بر سر تجارت آزاد که معطوف شده است (Ayres, 1998)‌.

در کشورهای جنوب نیز اولین مقاومت با اعتراض به سیاست‌های تعدیل ساختاری در این کشورها می‌کوشیدند تا مانع از اجرای آن دسته از پروژه‌های تحت حمایت این صندوق شوند که بیم آن می‌رفت که زندگی مردم و محیط زیست را به خطر بیندازد. به علاوه، موضوع بدهی‌های کشورهای کم توسعه به نهادهای بین المللی باعث شده بود که از اواخر دهه‌ی ۱۹۸۰ اجلاس سالیانه بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول صحنه برگزاری اعتراضات بین المللی شود. (Keck and Sikkink, 1998:34)

جنبش‌های ضد جهانی‌سازی کوشیده‌اند تا از طریق مجمع در محل برگزاری نشست‌هایی از این گونه، از یک سو باعث اخلال در امر برگزاری آن‌ها شوند و از سوی دیگر صدای اعتراض خود را به گوش افکار عمومی سراسر جهان و نیز سیاست‌گذاران و رهبران این سازمان‌ها برسانند. در سال ۲۰۰ بزرگترین تظاهرات و راه پیمایی‌های ضد جهانی‌سازی در شهرهای واشنگتن، فیلادلفیا، داووس (سوئیس)، لوس آنجلس و پراگ (جمهوری چک) رخ داد.

در سال ۲۰۰۱ شهرهای واشنگتن‌، گوتنبرگ (سوئد) و کبک (کانادا) شاهد تجمع مخالفان جهانی‌سازی بودند. اما بزرگترین ناآرامی تقارن نشست گروه هشت در ماه جولای در شهر جنوا در ایتالیا رخ داد که طی آن یک نفر از تظاهرکنندگان به ضرب گلوله نیروهای پلیس از پای درآمد. در سال ۲۰۰۲ مهم‌ترین تجمعات جنبش ضد جهانی‌سازی در نیویورک‌، بارسلونا، واشنگتن و آلبرتا (کانادا) رخ داد و در سال ۲۰۰۳ تا‌کنون شهرهای پورتوالگره در برزیل، «اویان» در فرانسه و «ژنو»، «لوزان» و «داوس» در سوئیس شاهد بزرگترین تجمعات مخالفان جهانی‌سازی بوده‌اند.

داووس[۱۲] و پورتوآلگره[۱۳]

در پایان ژانویه سال ۲۰۰۱ حادثه مهمی اتفاق افتاد، ۳۰۰۰ نفر به نمایندگی از ۱۰۰۰ سازمان از بیش از ۱۰۰ کشور در مخالفت با جهانی‌شدن نولیبرالی در شهر پورتوآلگره واقع در جنوب برزیل به هم پیوستند. بدین ترتیب مجمع (فروم) اجتماعی جهانی[۱۴] (WEF) زاده شد. این حرکت اجتماعی می‌گفت:

«به همراه هم ائتلاف بزرگی را برای ایجاد جامعه‌ای نوین به وجود می‌آوریم، جامعه‌ای که با منطق مسلط که بر اساس آن بازار آزاد و پول را تنها شاخص ارزش می‌دانند متفاوت است. داووس تمرکز ثروت و جهانی‌سازی فقر و تخریب زمین ما را نشان می‌دهد. پورتوآلگره نشان‌گر این امید است که جهان نوین ممکن است، جهانی که در آن انسان و طبیعت مرکز توجه و دلبستگی، است (پیرجام و چارلتون، ۱۳۸۳ : ۴۵۴)

مجمع اجتماعی جهانی به طور روز افزون به عنوان سازمانی هماهنگ کننده که به دنبال گرد هم آوردن صداهای اصلاح طلبان، افراطیون و انقلابیون هر کشور است ظاهر شده است. شعار«جهان دیگری ممکن است» برای نخستین بار از جانب هزاران انسان که در تقابل با «نظم نوین جهانی» و خطران ناشی از تداوم آن در جهان یک قطبی قرار گرفته بودند، سرداده ‌شد. این صدا در واقع واکنش جریان‌های مردمی به مجمع اقتصادی جهانی بود که هم زمان در شهر کوچک «داوس» در سوئیس برگزار می‌شد (مک گفین، ۱۳۸۸: ۱۰۹).

مجمع اجتماعی جهانی که به ابتکار حزب کارگران برزیلی، حزب قدرتمند چپ و مخالف دولت در برزیل تشکیل شد امروزه به عنوان سازمانی بین المللی موقعیت خود را تثبیت کرده ‌است و می‌تواند احزاب سیاسی، مبارزان سیاسی و اجتماعی، طرف‌داران حکومت‌های پارلمانی و سازمان‌های غیردولتی را در کنار هم قرار دهد. این مجمع هم چنین می‌تواند همه‌ی افرادی که چه از طریق انجام اصلاحات یا انقلاب و چه از طریق روش‌های افراطی بین اصلاحات و انقلاب خواستار مقاومت در برابر جهانی‌سازی و یا کنترل آن به خاطر اهداف ارزشمندی هستند را در کنار یکدیگر بنشاند.

هم زمان بودن دو گردهمایی مجمع اجتماعی جهانی اقتصادی جهانی در سال  ۲۰۰۱ در برزیل و سوئیس تصادفی نیست. اعضای مجمع اجتماعی جهانی این تاریخ را به خاطر مشکلات مربوط به تدارکات برگزاری تظاهرات گسترده‌ای در سوئیس و تلاش برای تحت تأثیر قرار دادن پوشش خبری مجمع اقتصادی جهانی انتخاب کردند. مجمع اقتصادی جهانی نهادی است که به بازرگانان و رهبران سیاسی قدرتمند جهان امکان مجمع در پشت درهای بسته و بحث درباره پاره ای مسایل مورد علاقه آن‌ها را می دهد (همان).

مجمع اقتصادی جهانی به خاطر نام محل برگزاری آن به «داوس» هم شناخته می‌شود. داوس شهر کوچکی در سوئیس است که تا همین اواخر جلسات مجمع در آن تشکیل می شد. دست اندرکاران مجمع اجتماعی جهانی این نهاد اقتصادی را مرموز و غیردموکراتیک می‌پندارند. اوج گرفتن جنبش علیه‌ جهانی‌سازی و عزم برخی فعالان آن برای برپایی تظاهرات در محلی که تا حد امکان به مکان دنج گفت و‌گوهای خصوصی اعضای مجمع نزدیک باشد برای دولت سوئیس مشکل حاد امنیتی به وجود می‌آورد به طوری که سرانجام دولت سوئیس از مجمع درخواست کرد که تا جای دیگری را برای نخستین نشست‌های خود پیدا کند. در مقابل، مجمع اجتماعی جهانی که با ساختاری باز برای ایده‌های دموکراسی مشارکتی، حقوق اقلیت‌ها و نوعی مساوات طلبی تمام عیار طرح ریزی شده ‌است، تا  به حال هیچ نوع مشکل امنیتی مهمی به وجود نیاورده ‌است.

در جدول (۵-۳)  اشاره به برخی تظاهرات‌هایی شده است که بعد از تظاهرات سیاتل در ۳۰ دسامبر ۱۹۹۹ تا ژانویه ۲۰۰۱ رخ داده است. این جدول صدها یا شاید هم هزاران تظاهرات کوچک‌تر را با محتوای ضد‌جهانی سازی را در بر نمی‌گیرد. تمامی اعداد و ارقام تخمینی است. این تظاهرات‌ها عمدتاً علیه اجرای برنامه‌های تعدیل ساختاری (SAP) و اعتراض علیه برنامه‌های مشخص بانک جهانی وصندوق بین المللی پول (IMF) می‌باشد.

روز شمار مبارزات ضد سرمایه داری در دو سال پس از تظاهرات سیاتل

تعداد

شروع فعالیت

تاریخ

محل

۷۰۰۰۰

تظاهرات علیه  (WTO)

دسامبر۱۹۹۹

سیاتل آمریکا

۵۰۰۰

اعتصاب (برای قیمت نفت)

دسامبر

نیجریه

ده ها هزار نفر

موج اعتصاب علیه (SAP)

دسامبر

آرژانتین

۲۵۰۰۰۰

تظاهرات ضد نازی

ژانویه ۲۰۰۰

وین، اتریش

هزاران نفر

تظاهرات علیه خصوصی‌سازی آب

ژانویه

کوچامبا بولیوی

۴۰۰۰۰

راه پیمایی سرخپوستان علیه اصلاحات (IMF)

ژانویه

کوئیتو، اکوادور

۱۰۰۰۰

راه پیمایی سرخپوستان علیه اصلاحات (IMF)

ژانویه

کوئیتو، اکوادور

۱۰۰۰

تظاهرات علیه اصلاحات IMF

فوریه

لاپاز، بولیوی

معلوم نیست

تظاهرات علیه خصوصی‌سازی برق

مارس

اوجوموگو، کاستاریکا

۶۰۰

تظاهرات گردهمایی ضد IMF و بانک جهانی

مارس

هامیلتون، ان جی امریکا

۳۰۰۰

تظاهرات علیه اصلاحات IMF

آوریل

لاپاز، بولیوی

۳۰۰۰۰

تظاهرات گردهمایی علیه IMF و بانک جهانی

آوریل

واشنگتن دی سی، آمریکا

هزاران نفر

تظاهرات علیه (SAP)

آوریل

بوئنوس آیرس، آرژانتین

۱۰۰۰۰

تظاهرات علیه (SAP)

آوریل

سن خوزه، کاستاریکا

معلوم نیست

تظاهرات علیه  (SAP)

آوریل

لوزاکا، زامبیا

کم

تظاهرات علیه (SAP)

آوریل

نایروبی، کنیا

هزاران نفر

تظاهرات، سدکردن راه‌ها علیه (SAP)

مه

سالساریجون، آرژانتین

نا معلوم

اعتصاب معلمین (کاهش حقوق) علیه (SAP)

مه ۵ هفته

کوئیتو، اکوادور

۸۰۰۰

اعتصاب کارگران بیمارستان (SAP)

مه

هندوراس

۵۰۰۰

تظاهرات علیه (IMF)

مه

ویندسور، کانادا

۸۰۰۰۰

اعتصاب(IMF)

مه

آرژانتین

نامعلوم

راه پیمایی علیه(IMF)

ژوئن

مالاوی

۷۲۰۰۰۰۰

اعتصاب عمومی علیه (SAP)

ژوئن

آرژانتین

ده ها هزار

اعتصاب عمومی علیه (SAP)

ژوئن

اکوادور

۶۰۰۰۰

تظاهرات (آزادی خوزه بوه)

ژوئن

میلو،(فرانسه)

گروه کثیر

اعتصاب عمومی علیه (SAP)

ژوئن

نیجریه

نامعلوم

اعتصاب عمومی

ژوئن

آسکانزاس، پارگوئه

۲۰۰۰۰

تظاهرات (میثاق جمهوری)

ژوئن

فیلادلفیا

تعداد

شروع فعالیت

تاریخ

محل

۵۰۰۰

تظاهرات برعلیه (IMF بانک جهانی)

ژوئیه

اوکیناوا، ژاپن

۲۰۰۰۰

تظاهرات اسم (دموکراتیک)

ژوئیه

لس آنجلس، آمریکا

نامعلوم

اعتصاب عمومی علیه (SAP)

اوت

بوگوتا، کملیا

نامعلوم

اعتصاب عمومی علیه (SAP)

اوت

هندوراس

۱۰۰۰۰۰

تظاهرات برعلیه (SAP)

سپتامبر

سائوپائولو، برزیل

۵۰۰۰

تظاهرات برعلیه IMF و بانک جهانی

سپتامبر

ملبورن، استرالیا

۲۰۰۰۰

تظاهرات برعلیه IMF و بانک جهانی

سپتامبر

پراگ، جمهوری چک

صدها نفر

تظاهرات (در حمایت از تظاهرات پراگ)

سپتامبر

داکا، بنگلادش

نامعلوم

تظاهرات (در حمایت از تظاهرات پراگ)

سپتامبر

کیپ تاون و سایر شهرها

هزاران نفر

تظاهرات (در حمایت از پراگ)

سپتامبر

۴۰ شهر امریکا

۱۲۰۰۰

تظاهرات مربوط به ریاست جمهوری

اکتبر

یوستون ، آمریکا

۱۰۰۰۰

تظاهرات

اکتبر

مکزیکوسیتی

هزاران نفر

تظاهرات

نوامبر

لاهه، هلند

۱۰۰۰۰۰

کنفرانس

دسامبر

نیس، فرانسه

+ ۳۰۰۰

تظاهرات

ژانویه ۲۰۰۱

پورتوآلگره، برزیل

هزاران نفر

تظاهرات

ژانویه

داووس، سوئیس

۸۰۰۰۰

تظاهرات

آوریل

کیک، کانادا

ده ها هزار نفر

تظاهرات در گردهمایی اتحادیه اروپا

ؤوئن

گوتنبرگ ، سوئد

۳۰۰۰۰۰ نفر

تظاهرات مربوط به گردهمایی گروه ۸

ژوئیه

جنوا ، ایتالیا

               منبع:  (پیرجام و چارلتون، ۱۳۸۳: ۴۲۷ – ۴۲۶)

پس از گردهمایی مجمع اجتماعی جهانی در پورتوالگره در سال ۲۰۰۱، هر ساله در شهرهای مختلف جهان گردهمایی‌های مشابهی در اعتراض به جهانی‌شدن نولیبرال و ارائه‌ی بدیل‌های مورد نظر برگزار می‌شود. موضوعات مورد بحث در این گردهمایی‌ها در ادامه‌ آمده ‌است.

منشور اصول مجمع اجتماعی جهانی

کمیته‌ی مسئولان برزیلی که اولین مجمع اجتماعی جهانی را در تاریخ ۲۵ تا ۳۰  ژانویه ۲۰۰۱ در پورتوآلگره برزیل برگزار کرده‌ بودند، بعد از جمع‌بندی نتایج این مجمع و انتظاراتی که بر انگیخته بود، برای سمت و سو دادن به این ابتکار، تهیه منشور اصول را ضروری و مشروع تشخیص دادند. اصول مندرج در این منشور،که باید از طرف آن‌هایی‌که مایل به شرکت در روند سازماندهی نشست‌های آینده مجمع جهانی هستند رعایت شود، در تحکیم تصمیماتی است که موجب تحقق مجمع اجتماعی پورتوآلگره و موفقیت آن شد. این منشور برای گسترش اثر مجمع جهانی و سمت و سو دادن به آن بر پایه تصمیماتی است که ریشه در منطق تشکیل مجمع جهانی دارد (مجمع اجتماعی جهانی، ۱۳۸۸) اصول این منشور شامل مفاد زیر می‌باشد:

۱-  مجمع فضای دیدار باز با هدف تعمیق نظریات، بحث نظری دمکراتیک، فورموله کردن پیشنهادات، تبادل تجارب در محیطی کاملا آزادانه و جمع بست برای جنبش‌های جامعه مدنی که مخالف نولیبرالیسم و تسلط سرمایه وتمام اشکال امپریالیسم هستند و در جهت ساختن جامعه ی جهانی بر پایه نوع بشر حرکت می‌کنند،  است.

۲- اعلام موجودیت مجمع به هنگام بود. از این پس شعار «جهانی دیگر ممکن است» که با قاطعیت در پورتو آلگره اعلام شد، به تلاش دایمی برای یافتن آلترناتیوها بدل شده ‌است که محدود به تظاهرات جنبش بدیل جهانی‌شدن نیست.

۳-  مجمع جهانی روندی با خصلت جهانیست. تمام دیدارهای که در این چارچوب قرار دارند، دارای ابعاد بین‌المللی هستند.

۴- آلترناتیوهای پیشنهادی مجمع اجتماعی جهانی در برابر روند جهانی سرمایه‌دارانه است که زیر فرمان شرکت‌های چند ملیتی و دولت و نهادهای مدافع آن قرار دارند. هدف آلترناتیوهای فوروم ارزش دادن به جهانی‌شدن هم‌بسته در مرحله نوین تاریخ بشری است که بر پایه حقوق جهانشمول بشریت،  شهروندان همه ملیت‌ها، رعایت محیط زیست و تشویق نهادها و نظام‌های دمکراتیک جهانی که در خدمت عدالت اجتماعی و قانونیت و استقلال خلق ها قرار دارد.

۵- مجمع فقط در برگیرنده‌ی نهادها و جنبش‌های جامعه مدنی همه کشورها است. اما مجمع ادعای نمایندگی جامعه مدنی جهانی را ندارد.

۶-  دیدارهای مجمع خصلت اجرایی به عنوان مجمع جهانی را ندارند. بنابراین هیچ کسی مجاز نیست به‌ نام  مجمع جهانی موضع‌گیری کرده و ادعا کند که بیان‌گر موضع تمام شرکت‌کنندگان در مجمع است. شرکت‌کنندگان در مجمع نباید از طریق رأی‌گیری و یا تأیید به تصمیم‌گیری‌هایی فرا خوانده شوند که اکثریت و یا همه مجمع جهانی را متعهد می‌کند. شرکت‌کنندگان در مجمع نباید مرکز قدرتی در مجمع ایجاد کنند که خود را به عنوان تنها آلترناتیو عرضه کرده و روابط درونی و فعالیت سازمان ها و جنش های شرکت کننده در مجمع را در اختیار بگیرند.

۷- نهادها و یا مجموعه نهادها که در دیدارهای مجمع شرکت می‌کنند، باید مطمئن باشند که در کمال آزادی می‌توانند بیانه‌ها و فعالیت خود را مسقل و یا با شرکت دیگران پیش برند. مجمع متعهد می‌شود که با استفاده از امکانات خود، بیانیه‌های آنان را بدون سلسه مراتب و محدودیت و به نام آنان منتشر کند.

۸- مجمع جایی کثیر و متنوع، غیر ایمانی، غیر حکومتی، غیر جانبدار است که به شیوه‌ی غیر متمرکز شبکه نهادها و جنبش‌های درگیر در فعالیت مشخص، در سطح محلی و بین المللی را که ساختن جهانی دیگر را هدف قرار داده اند، در رابطه متقابل می‌گذارد.

۹- مجمع با رعایت منشور آن فضایی باز به کثرت و تنوع جنبش‌ها و نهادهایی خواهد بود که مایل به شرکت در مجمع هستند و از این نمونه‌ها هستند تنوع جنسی، قومی، فرهنگی. سازمان‌های نظامی، احزاب، حکومت‌ها و نمایندگان پارلمان ها می توانند با رعایت منشور و به عنوان فردی در فوروم شرکت کنند.

۱۰- مجمع مخالف همه دیدگاه‌های تمامیت‌گرا و تقلیل‌گرایانه در اقتصاد، رشد و تاریخ است. فوروم مخالف کاربرد خشونت از طرف دولت برای کنترل اجتماعی است. در برابر، مجمع از رعایت حقوق بشر، اجرای واقعی دمکراسی مشارکتی با حقوق برابر، همبسته و صلح آمیز بین افراد، نژادها، جنسیت‌ها و خلق‌ها دفاع کرده و همه اشکال استثمار انسان بوسیله انسان را رد می‌کند.

۱۱- مجمع به عنوان مکانی برای بحث، جنبش نظریات برای تشویق تعمق و انتقال شفاف آن‌ها در باره ابزار و مکانیسم تسلط سرمایه و شیوه و فعالیت ها برای غلبه بر تسلط سرمایه و ارایه آلترناتیوهاست که بتواند راه‌حل‌هایی برای غلبه بر نابرابری نژادی، جنسی و نابودی محیط زیست باشد که سرمایه‌داری جهانی شده به آن در سطح بین المللی و در تک تک کشورها دامن زده‌ است.

۱۲- به عنوان چارچوبی برای تبادل تجارب، مجمع شناخت و تفاهم بین سازمان‌ها و جنبش‌های شرکت‌کننده را تشویق می‌کند و به‌ ویژه مجمع به ساختن جامعه که فعالیت اقتصادی و سیاسی‌اش بر محور نیازهای انسانی و حفظ طبیعت و منافع نسل‌های آینده باشد، اهمیت قائل است.

۱۳- مجمع به عنوان فضای پیوند برای تقویت پیوندهای جدید ملی و بین‌الملی در بین نهادها و جنبش‌های جامعه مدنی که هم در عرصه اجتماعی و هم در عرصه خصوصی در حال گسترش ظرفیت خود در مفابله با روند غیر انسانی شدنی که جهان در آن زندگی می کند، هستند، تلاش می‌کند. مجمع تلاش می‌کند روند انسانی شدن به‌وسیله جنبش‌ها و نهادها را تقویت کند.

۱۴- مجمع اجتماعی جهانی روندی است که فعالیت جنبش‌ها و نهادهای شرکت کننده در آن را در سطح ملی و محلی در پرداختن به مسایلی چون شهروندی جهانی و در تلاش برای شرکت در نهادهای بین‌المللی، در عملی که بیان ساختن جهانی نو است، تقویت می‌کند.« (همان، ۱۳۸۸).

سند بالا در نهم آوریل ۲۰۰۱ در سائوپائولو پوسیله نهادهایی‌که کمیته سازمان‌دهی مجمع اجتماعی جهانی را تشکیل می‌دهند تصویب و با تغییراتی بوسیله شورای بین المللی مجمع جهانی در ۱۰ ژوئن ۲۰۰۱ مورد تأیید قرار گرفت. پس از تدو‌ن این منشور هر ساله مجمع اجتماعی جهانی نشست‌هایی را در شهرهای مختلف جهان برگزار کرده است. مهم‌ترین اهداف و موضوعاتی که در هر یک از این نشست‌ها بحث شده است عبارت است از:

  مجمع اجتماعی جهانی در سال ۲۰۰۱

-  تولید ثروت و باز تولید اجتماعی

-  دست یابی به ثروت و پایداری

-  تأکید بر جامعه مدنی و فضاهای عمومی

-  قدرت سیاسی و اخلاق

همایش که در شهر پورتوالگره ( برزیل) از ۲۵ تا ۳۰ ژانویه ۲۰۰۱ برگزار شد منشور فوروم اجتماعی جهانی را تدارک دید و این منشور با فاصله کمی از برگزاری فوروم اجتماعی جهانی به تصویب رسید. موضوعات بحث فوروم اجتماعی جهانی در سال ۲۰۰۲ همان موضوعات بحث سال ۲۰۰۱ بود. این فوروم نیز در پورتو آلگره برگزار شد.

(http://www.forumsocialmundial.org).

مجمع اجتماعی جهانی در سال ۲۰۰۳

موضوعات مورد بحث در مجمع اجتماعی جهانی در سال ۲۰۰۳ عبارت‌ از موارد زیر بودند:

- توسعه دمکراتیک و پایدار

- صول ارزش‌ها، حقوق بشر، تنوع و برابری

- قدرت سیاسی، جامعه مدنی و دمکراسی

-  نظم جهانی دمکراتیک، مبارزه علیه نظامی‌گری و تشویق صلح (Ibid).

 مجمع اجتماعی جهانی در سال ۲۰۰۴

فوروم اجتماعی جهانی برای اولین بار در خارج از برزیل در هند برگزار شد. عنوان برنامه ای این فوروم: دمکراسی، اکولوژی و امنیت اقتصادی بود.

مجمع اجتماعی جهانی در سال ۲۰۰۵

پنجمین فوروم اجتماعی جهانی در سال ۲۰۰۵ از تاریخ ۲۵ ژانویه تا ۳۱ در پورتوآلگره برگزار شد. تعداد شرکت کنندگان در آن ۱۵۵ هزار نفر از ۱۵۱ کشور بودند. محورهای بحث در این مجمع عبارت بودند از :

 -  تأمین و نگهداری منابع زمین ومردم به عنوان، آلترناتیو کالایی شدن و تسلط بنگاه های اقتصادی فرا ملیتی.

-  هنر و آفرینش: بنای فرهنگ‌ها و مقاومت مردمی.

-  تباطات : عمل ضد سلطه، حقوق و بدیل‌ها.

-  دفاع از تنوع ، تکثرگرایی و هویت‌ها.

-  حقوق و آرامش انسانی برای جهانی عادلانه و مساوی.

-  اقتصاد خودگردان برای و به وسیله مردم علیه سرمایه‌داری نولیبرال.

-  اخلاق، دید جهانی و معنویت. مقاومت و مبارزه برای جهانی نوین.

-  مبارزه اجتماعی و آلترناتیو دمکراتیک، علیه تسلط نولیبرالیسم.

-  صلح، خلع سلاح نظامی و مبارزه علیه جنگ، مبادله آزاد و لغو بدهی ها .

-   تفکر مستقل، باز پس‌گیری و اجتماعی کردن دانش ها و تکنولوژی.

- حرکت به سمت بنا نهادن نظم دمکراتیک بین المللی (Ibid).

مجمع اجتماعی جهانی در سال ۲۰۰۶

فوروم اجتماعی جهانی سال ۲۰۰۶ در چند محل برگزار شد: کاراکاس (ونزویلا ) در ماه ژانویه، باماکو (مالی) و کراچی (پاکستان).

 مجمع اجتماعی جهانی در سال ۲۰۰۷

هفتمین فوروم اجتماعی جهانی در ژانویه در نایروبی (کنیا) برگزارشد.

 مجمع اجتماعی جهانی در سال ۲۰۰۸

فوروم اجتماعی جهانی در این سال تحت عنوان « فراخوان برای عمل» در هزاران تضاهرات در سراسر جهان برگزار شد. تاریخ ۲۶ ژانویه برای هماهنگی جهانی انتخاب شده بود. ابتکار عمل در برپایی تضاهرات و جلسات به نیروهای اجتماعی هر کشوری سپرده شده بود.

مجمع اجتماعی جهانی در سال ۲۰۰۹

این فوروم مجداَ در برزیل بود. محل این فوروم شهر «بلم[۱۵]» در منطقه‌ی آمازون بود.

شورای بین المللی فوروم اجتماعی جهانی که در نیجریه در تاریخ ۳۰ مارس تا ۳ آوریل تشکیل جلسه داده‌بود، تاریخ تشکیل فوروم را از ۲۷ ژانویه تا اول فوریه اعلام کرد. مکان برگزاری در شهر «بلم» در منطقه  «پارا[۱۶]» در برزیل خواهد بود (Ibid).

آخرین گردهمایی مخالفان جهانی‌سازی در ژوئن سال ۲۰۱۰ میلادی و در اعتراض به اجلاس بیست کشور صنعتی موسوم به گروه بیست (G20) در تورنتوی کانادا صورت گرفت، که با خشونت نیروهای پلیس و لباس شخصی سرکوب شد.

آخرین گردهمایی مخالفان جهانیسازی

آخرین گردهمایی مخالفان جهانی‌سازی تاکنون در ژوئن سال ۲۰۱۰ میلادی و در اعتراض به اجلاس بیست کشور صنعتی موسوم به گروه بیست (G20) در تورنتوی کانادا صورت گرفت، که با خشونت نیروهای پلیس و لباس شخصی سرکوب شد.

سران ٢٠ کشور بزرگ صنعتی و ثروتمند دنیا در روزهای ٢۶ و ٢٧ ژوئن ٢٠١٠ این بار در شهر تورنتو در کشور کانادا دورهم جمع شدند تا بازهم درباره راه‌های خروج سرمایه‌ی جهانی از بحران با هم تبادل نظر کنند و تصمیمات مشترک بگیرند. این گردهمایی در میان تدابیر شدید امنیتی برگزارشد، به طوری که حفاظت از آن بیش از یک میلیارد دلار هزینه برداشت.

سران ٢٠ کشور در این دو روز با هم گفتگو کردند و به طور متفق تصمیم گرفتند که بدهکاری‌های عظیم و کسری بودجه‌های گسترده‌ی خود را دریک زمان‌بندی هرچه کوتاه‌تر از محل کاهش دستمزد نیروی کار و کاهش هزینه‌ی عمومی آموزش، بهداشت و حمل نقل عمومی پرداخت کنند .

این گردهمایی نیز همچون گردهمایی‌های مشابه قبلی محلی برای اعتراض و راهپیمایی گروه‌ها و اقشار مختلف مردمی بود. گروه‌هایی مانند «ائتلاف علیه فقر در آنتاریو»، « هیچ کس غیرقانونی نیست»، معترضان به تبعیض جنسی، مدافعان حقوق همجنس‌گرایان، مخالفین جهانی‌سازی نولیبرالی، فعالان زیست محیطی، اتحادیه‌های کارگری و سازمان‌های زنان با شعار «جنگ با تهیدستان را کنار بگذارید» و« بگذارید ثروتمندان بپردازند».

همچنین تعداد بی‌شماری از تبعیدی‌های ساکن کانادا که علیه خدشه‌دار کردن حقوق بشر و ناعدالتی‌ها در کشورهای محل تولد خود مبارزه می‌نمودند در این تظاهرات عظیم با شعارهائی چون «در‌هندوستان دمکراسی وجود ندارد»، «کشمیر را آزاد کنید»، «دیکتاتور اتیوپی را بر دارید»، شرکت داشتند.

کارگران فلز کار و کارگران حفاری هم علیه واگذاری کارخانجات کانادائی به شرکت‌های خارجی در این تظاهرات شرکت کرده بودند. جمعیت زیادی از شهروندان فریاد می‌زدند که تورنتو بیش از ١٠ هزار سکنه‌ی بی‌خانمان دارد و ٧٠ هزار انسان از داشتن هر گونه سرپناهی محرومند. چرا هزینه برگزاری این اجلاس که مبلغ نهائی آن بر اساس پاره ای گزارش‌ها بیش از ٢ میلیارد دلار خواهد شد، صرف سرپناه این توده وسیع تهیدست و آواره و گرسنه نمی‌شود؟. بیش از ١۵ هزار نفر در راه پیمایی‌ها حضور یافته بودند. پلاکاردهایی بر دوش حمل می‌شد و شعارهایی از زبان راه پیمایان در فضای شهر طنین می‌انداخت. برخی از مطالبات راه پیمایان عبارت بودند از:

۱- توقف تاراج زندگی و حاصل کار بومیان، تضمین حق حاکمیت آن‌ها بر سرنوشت کار و زندگی خویش.

۲-  مسکن برای همه‌ی انسان‌ها.

۳- حق پناهندگی برای همه، رفع تبعیض‌های ناروای موجود درمورد مهاجران و پناهندگان مناطق مختلف دنیا.

۴- ابقای مستمری ترمیم هزینه‌های ویژه‌ی مواد غذایی معلولان که مدتی است قطع شده ‌است.

۵-  رفع آلودگی‌های مرگ‌بار محیط زیست.

۶-  ایاب و ذهاب رایگان برای تمام معلولان.

۷-  توقف پرونده سازی‌های نژادپرستانه علیه شهروندان و همه‌ی انسان‌ها.

۸-  برچیدن بساط خصوصی‌سازی‌ها.

۹-  پایان دادن به حضور پلیس در مدارس.

۱۰ -  توقف کامل خشونت‌های دولتی و غیردولتی علیه زنان و کودکان.

۱۱-  حق تسلط هر فرد بر بدن خویش و آزادی انسان‌ها در گزینش همسر از هر جنس.

۱۲-  تحریم شرکت شراب‌سازی شیلی به جرم جنایت این شرکت در زندانی ساختن اهالی بومی مقیم مناطق بین شیلی و آرژانتین.

۱۳-  توقف کامل خشونت‌های دولتی و غیردولتی علیه زنان و کودکان.

۱۴- محکوم شاختن جنایات دولت اسرائیل علیه ساکنان فلسطین و رفع کامل محاصره‌ی اقتصادی غزه.

تظاهرات معترضان در حالی به درگیری و خشونت کشیده شد که شهر از چند روز قبل تحت تدابیر شدید امنیتی قرار داشت و دولت کانادا بیش از ۱۳ هزار پلیس را مامور حفاظت از محل برگزاری نشست‌ها و مناطق اطراف آن‌ها کرده‌بود.

 - منابع:

- بیرجام، اما و جان چارلتون (۱۳۸۳). ضد سرمایه داری، ترجمه‌ی اقبال طالقانی، چاپ اول، تهران، نشر قطره.

- Ayres, Jeffrey (1998). Defying Conventional Wisdom: Political Movements and Popular Contention against North America Free Trade, Toronto: University of Toronto Press.

- Bennet, Lance (2003).Communicating Global Activism: Strenghs and Vulnerabilities of networked Polities, Information, Commonication & Society, forthcoming

- Burbach, R (2001).Globalization and postmodern Politics, London: Pluto.

- Della Porta, Donatella and Mario Diali (1999). Social Movement :An Introduction, Oxford: Blackwell.

-Ecobar, Arturo (2000).Notes on Networks and Anti-Globalization Social Movements,www.unc.edu/depts./anthro/faculty/fac-pages/escobarpaper.html

- George.Sosan (2001), Que faire a Present?, Text for the first world Social Forum. Porto Alegre, 15 Janury.

- Falk, R (1995).On Humane Governance. Toward a new Global politics. Polity press: Cambrige

- Falk, Richard(1993).The making of Global Citzenship,in J.Brecher Et al,eds,Global visions.(Boston).

- Hamel, Pierre at al. (2001). Globalization and social Movements, New York, Palgrave.

- ICC (International chamber of Commerce). (2001) Anti-globalization protests are modern-day Luddis,www.iccwbo.org/home/news-archive/2001/bbc.asp

- IFG (International Forum on Globalization). (2002) A Better world is possible: Alternatives to Economic Globalization,www.ifg.org/alt-eng.pdf

- Keck, Margarer and Sikkikh, Kathryn (1998). Activists Beyond Borders, Ithaca: Cornell University press.

- Kiely, Ray (2003).Global Social Movements after Seattle: The Politics of Anti-capitalist protest, Paper presented to conference on Global protest Movements and Transnational Advocacy Networks, Doblin, March6

- Klein, Noami (2001).Reclaiming the Commons, New left Review, (II) 9. (2001)

- Klein, Noami (2000).The Vision Thing, The nation, www.thenation.com

- Luclua, E. & Mouffe (1985). Hegimony and Social Strategy, Second Edition, London, Verso.

- Mc Bride, S. and Wiseman. (eds) (2000). Globalization and Its Discontents, London: Mac Milan press.

- Peterson, R  ,D. Wunder and H. Mueller (1999). Social Problems. New Jerecy: Prentice-Hall.

-Smith, Jakie (2001).Made in(Corporate)America:Looking Behind Anti-Globalization,Dissent,Vol.5,NO.4.

 


[۱] Anti-Gloloalization

[2] Susan George

[3] Richard Falk

[4] Globalization from Above

[5] Globalization from Below

[6] Alternative Globalization

[7] International forum on Globalization (IFG)

[8] Seattle

[9] Our word is not for sale

[10] WTO= Capitalism Withuot Concience

[11] We are Citizens , Not only Consumers

[12] Davos

[13] Porto Alegre

[14] World Social Forum (WSF)

[15] Belem

[16] Para 

درباره خسرو صادقی بروجنی

نظر بدهید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد Required fields are marked *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

بالا